زود و دیر

یکی زود می‌رنجد

         زود می‌رود

  زود باز می‌گردد

              دیگری،

                             دیر می‌رنجد

                             دیر می‌رود

                             هرگز باز نمی‌گردد

/ 50 نظر / 93 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کلاغ سیاه

پر همه کلاغ های شهر را چیده اند پایم سنگین شده زبانم مور مور می کند اما در سکوت گم می شوم و تشنه اشک می مانم هر شب خواب می بینم پرهایم در آمده نمی خواهم آرزوی پرواز را به گور ببرم شاه کلاغ من کی فریاد می کشی؟ [نگران]

هیچکس

کجایی مرد نمیخوای آب کنی ؟‌

سمیرا

خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم… یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟ سلام . استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان.عید سعید فطر مبارک.راستی منتظر حضور گرم و قدوم سبزتون توی کلبه ی کوچیکم هستما... بیاین که منتظرم... [گل]

یسنا

سلام اپ دیتم پیشم بیا...

وصال

باز کن باز کن پنجره ها را شاید پشت این پنجره ها سائلی دستان خود را به فراسوی نیاز برده باشد باز کن پنجره ها را شاید زیر سایه ی شیروانی مرغکی از ترس باران خفته باشد بازکن فریاد کن شاید.... انعکاس فریاد سکوت برسد تا عرش خدا و دوباره باران ... بچکد روی تمنای دعا باز کن پنجره هارا شاید صبح امید در همین جا متبلور بشود سلام وبلاگ قشنگیه خوشحال میشم در صورت تمایل با هم تبادل لینک داشته باشیم.

تی تی

فکر کنم جز گروه دومم من!